به نام الله و به یاد الله

نمی دونم امروز از کجت باید شروع کنم ، می گویند بنویس چرا بنویسم انقلابی را که ندیده ام را ، جنگی که فقط شنیده ام را.آری من یک نسل سومی هستم ، نسلی که فقط مظلومیت علی را دید ، نسلی که به او خوراندند باید پیشرفت کنی و تنها راه پیشرفت الگو گرفتن از غرب است ، نسلی که حتی درباره ی انقلابش ، فرهنگش و اعتقادش در کتاب های درسی هم چیزی پیدا نکرد جز یک اسم و فرهنگی که فراموش شد ، نه ببخشید فراموش کردیم.به ما یاد داده اند در دنیای امروز باید ماهواره داشته باشی وگرنه املّی ، باید با جنس مخالفت دوست باشی به مهمانی های شبانه بروی و همراه با رقص و پای کوبی مشروبات الکلی بخوری ، نمی دانم شاید این بداشت های من از جامعه ی امروز باشد ، شاید شاید دیگران حقیقت را فهمیده اند ، قصد نداشتم این گونه شروع کنم ولی قلمم نچرخید ، نچرخید که بنویسم ما چقدر شهید دادیم را درخت انقلاب پا بگیرد ، نچرخید تا بنویسم چه شکنجه ها کشیدند پدرانمان تا به این جا برسیم ، دلیلش را هم خوب می دانم چون دیگر آرمان هایمان آرمان های جهادی و انقلابی نیست ، دیگر برایمان مهم نیست فلان جانباز از دزد شب ها خوابش نمی برد ، برایمان مهم نیست چه کودکانی بدون سایه ی پدر بزرگ شده اند تا من و تو امروز راحت زندگی کنیم ، همه چیز شده است پول و مقام شهدا به خدا شرمنده ایم ، دیگر کسی به جانباز احترام نمی گذارد می گویند به ما خواست نرود ، تا یک جانباز در میان خیابان موجی می شود فریاد می زند مقاومت کن مقاومت کن رضا رضا فریادزنان از هوش می رود جز تمسخر و دوره کردن چیزی تحویلش نمی دهیم.نمی دانم شاید دور از تمدن است دیگر به دیدار جانباز برویم ، شاید شاید...شاید دیگر نباید روایت فتح پخش کنیم ، شهدا اندیشه شان پوسیده ، امام برای زمان خودش مناسب بود الان باید متمدن فکر کرد ...

ولی ولی اگر من نبودم زمان انقلاب و جنگ خوش حالم ، شاید بگویید دیوانه شده ای ، ولی نه در آن زمان امام تنها نبود بهشتی داشت ، رجایی داشت ، مطهر ، مفتح داشت عماری چون سید علی خامنه ای داشت ، ولی امروز روز درد دل چاه با علیست ، تاریخ دوباره تکرار می شود روزی امام از مردم بی بصیرت با چاه درد و دل می کرد و امروز از خواص بی بصیرت ، حال من افتخار می کنم بسیجی آن رهبری هستم که مظلوم ترین رهبر زمانه است ، اگر نبودم که از انقلاب دفاع کنم و 14 خرداد به راه بیندازم 13 دی می آیم و از آن دفاع می کنم ، اگر 22 بهمن نبودم تا  اشک شوق مردم را ببینم حال هستم تا بار دیگر اشک ها را ببینم ولی نه اشک های شوق اشک شکست در برابر ملتی آزاده ، اگر روزی گفتند لبیک یا خمینی ، حال من می گویم لبیک یا خامنه ای

                                                                                                                  امضا

                                                                                                           نسل سومی اقلاب

به درخواست وبلاگ وسطی به این موج دعوت شدم و از دوستانم (افسر "نوجوان" جنگ نرم ، سردار بی نشان و طلبه قرن 21) دعوت میکنم که به این موج بپیوندند.

 

 


 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 89/11/19 ساعت 0:2.دلنوشته ها و نجواها - لينک ثابت