تبليغاتX
دل نوشته های یک سرباز ولایت دل نوشته های یک سرباز ولایت
سلمان رشدی ها بدانند جوابشان را خواهیم داد


 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 91/02/25 ساعت 10:30. - لينک ثابت


مادر آمد...

 - میثم خسروی, هجر پذیر,فری بابا ,فاطمه م,ر ی ح ا ن ه ,عقیدتی دات آی آر,بچه شهید   به یاد شهدا ,محمد مدیر کلوب امیرالمؤمنین,خاک پای شهدا فدایی سیدعلی خامنه ای,عارف جنگنده ی جنگ نرم,ضدصهیونیسم افسر جنگ نرم,یاس نبی محب امام هادی علیه السلام ,اِقلیما  ,سیدمهدی موسوی,      سید        امیر مسعود حسینی,مجتبی معین ,رزمنده سایبری,حسین ،قل کل متربص فتربصوا ,طیب علوی محب امام هادی علیه السلام,سید عبداله میرزمانی,

البشارت كه عيان مهر فروزان آمد

ظاهر از پرده عصمت رخ جانان آمد

سر زد از برج نبوت مه رخشنده دين

روشن از نور رخش عالم امكان آمد

دختر ختم رسل هادى گل شاه رسل

از پس پرده عيان چون مه كنعان آمد

دسته دسته ملك از عالم بالا به زمين

بهر ديدار رخش خرم و خندان آمد

عزت و فضل و شرافت بنگر ز امر خدا

سوى زهرا ز جنان حورى و غلمان آمد

ساره و آسيه و مريم حورا ز بهشت

از پى خدمت آن زهره تابان آمد

آن چنان نور رخ دخت نبى جلوه نمود

كه قصور همه مكه نمايان آمد

نه همين مكه منور شده از طلعت او

ز سما تا به سمك يكسره رخشان آمد

شده از مكه همان نور نمايان كه به طور

سالها در طلبش موسى عمران آمد

بهر اين نور كه در صلب خليل ‏اللَّه بود

نار نمرود به يك باره گلستان آمد

گر نبردى به زبان نوح نبى نامش را

كى نجات از يم و گرداب و ز طوفان آمد

يوسف مصر گر اين نام نبردى به زبان

كى نجاتش ز چَه و گوشه‏ ى زندان آمد

چون نباشد ز ازل تا به ابد همتايش

همسرش شير خدا سرور مردان آمد

زين دو درياى فضيلت كه بهم شد واصل

يازده گوهر رخشنده بدامان آمد

به همين ام ابيها نبى‏ اش خواند ز حق

ام‏ فضل ام ‏الكتاب ام ‏امامان آمد

شب مولود مهين دخت محمد باشد

عرش پر نور شد و فرش چراغان آمد

تا كه تبريك بگويد به جهان شيعه او

(كربلائى) ز شعف شاد و غزلخوان آمد


 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 91/02/25 ساعت 10:18. - لينک ثابت


آیین آینه یابی

- یک دسته همانند خوراکی هستند که کسی بی نیاز از ان نیست و آنان دوستان دینی اند
2- دسته ای همچون دارو هستند که گاهی نیاز به آنها هست اما بیشتر اوقات انسان بی نیاز است . آنان دوستان معاشر بر اساس امور دنیائی هستند -
3- دسته ای چون دردند که نه باید خواست و نه نیازی بدانهاست، و آنان دوستان طمعکارند... -
(ترجمه مجموعه ی وارم..ج2.ص519) - *ابرار*

 


 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 91/02/25 ساعت 10:7. - لينک ثابت


علامه حسن‌زاده‌آملی در نمایشگاه کتاب


 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 91/02/25 ساعت 10:2. - لينک ثابت


در نمازم خم ابروی تو...

 


می گفت « دوست دارم شهادتم در  حالی باشد که در سجده هستم »

یکی از دوستانش می گفت :
در حال عکس  گرفتن بودم که دیدم یک نفر به حالت سجده پیشانی به
خاک گذاشته است .
فکر کردم نماز  می خواند ؛ اما دیدم هوا کاملاَ روشن است و و قت نماز گذشته ، همه
تجهیزات نظامی را  هم با خودش داشت . BF26DCFD6627_61.jpg



 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 91/02/17 ساعت 0:0. - لينک ثابت


مادر ادب ...



لاتَدعُونـِی وَیــکِ اُمَّ البنین

مرا دیگر مادر پسران نخوان !



 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 91/02/16 ساعت 23:41. - لينک ثابت


جنگی که مجروحانش از دست رفتگانش هستند

جنگ نــرم ...


شیعه باید مدرن ترین شیوه های تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد ...

امام الخامنه ای"حفظه الله"



 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 91/02/16 ساعت 23:40. - لينک ثابت


نامی که هرگز از صفخات این کتاب پاک نخواهد شد


 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 91/02/11 ساعت 20:17. - لينک ثابت


شهید راه دانش

روایت از همسر شهید

شهید مطهری چند شب قبل از شهادت خواب عجیبی دیده بودند که نزدیک کعبه با امام ایستاده اند و پیامبر به سرعت به طرف ایشان می آیند . وقتی به ایشان می رسند و می خواهند مصافحه کنند می گویند : یا رسول الله (ص) امام از اولاد شما هستند (یعنی من هیچم ) . پیامبر هم ابتدا امام را می بوسند و دست بر سرشان می کشند و سپس به طرف شهید مطهری بر می گردند و لبهایشان را روی لبهای شهید می گذارند و به همین حالت تا مدت زیادی نگه می دارند . ایشان ناگهان مرا از خواب بیدار کردند و گفتند: خواب عجیبی دیدم . ایشان خواب هایشان را هیچ وقت به من نمی گفتند . معمولا برای علامه یا آقای کشمیری و یا حضرت امام تعریف می کردند . دستم را بر روی لبانش گذاشت و گفت : ببین داغ است _باور کنید داغ بود _ گفتم : بله داغ است تب دارید؟ جواب دادند نه . الان من با حضرت رسول ملاقات داشتم . حضرت لبانش را بر لبم نهاد و حدود یک ربع این حالت طول کشید . به نظر شما تعبیر این خواب چیست ؟ من جواب دادم :به نظرم حضرت گفته های شما را تایید کردند . گفتند نه . همین روزها حادثه ای در زندگی من رخ می دهد.

سپس برای نماز شب برخواستند و دیگر نخوابیدند . این خواب را شب جمعه دیدند و سه شنبه شب هفته بعد به شهادت رسیدند.

همسر شهید اضافه می کنند:

در مورد کتاب سیری در نهج البلاغه خواب دیدم که ایشان در حال مطالعه هستند و قدم می زنند و روی ورقه مطلب می نوشتند و لای کتاب می گذاشتند . من پرسیدم آقای مطهری چه می نویسید؟ جواب دادند مطالبی را به کتاب سیری در نهج البلاغه اضافه کردم . آن وقت به من اشاره کردند که نمی دانید این کتاب با من چه کرد و در حالی که دستشان را به طرف بالا می بردند سه بار تکرار کردند:" سیری در نهج البلاغه " به این معنا که مقام مرا این کتاب بسیار بالا برد .



 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 91/02/11 ساعت 19:58. - لينک ثابت


آمدی اما...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

نوش‌داروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا


 

نوشته شده توسط AREF FIGHTER در 91/02/11 ساعت 19:54. - لينک ثابت